پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷

ظهور سلطنت عشق او است در دو سرا

در آن سرا قدمی نه در آن سرا به سرآ

چو او است در دو سرا غیر او نمی بینم

منم که از دل و جان عاشقم به هر دو سرا

جمال او است که در دو آینه نماید روی

نظر به دیدهٔ ما کن ببین به شاه و گدا

مدام همدم جام شراب خوش باشد

بیا و همدم ما شو دمی به ذوق بیا

دلم به گوشهٔ میخانه می کشد هر دم

چنانکه خاطر زاهد به جنت المأوا

به سوی ما نظری کن به چشم ما بنگر

که عین ما است کز او آبرو دهد ما را

به نور دیدهٔ سید کسی که او را دید

به هر چه می نگرد نور او بود پیدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹از ازل تا ابد خواند مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۰گر بیازارد مرا موری ، نیازارم و را
  3. غزل شمارهٔ ۱۱هر شب چون ماه می‌بینیم ما
  4. غزل شمارهٔ ۱۲مجلس خاص او است حضرت ما
  5. غزل شمارهٔ ۱۳این حضور عاشقان است الصلا
  6. غزل شمارهٔ ۱۴دل ما گشته است دلبر ما
  7. غزل شمارهٔ ۱۵عالمی غرقند در سیلاب ما
  8. غزل شمارهٔ ۱۶صد دوا بادا فدای درد بی‌ درمان ما
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.