پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۹

نور بسیط لَمعه ای از آفتاب ماست

بحر محیط جرعهٔ جام شراب ماست

قانون علم کلی و کشاف عقل کل

حرفی ز دفتر و ورقی از کتاب ماست

تا بوسه داده ایم رکاب جلال او

سرخیل عاشقان جهان در رکاب ماست

ما خواجه محاسب دیوان عالمیم

هرجا که عالمیست به جان در حساب ماست

روح القدس ببسته میان همچو خادمان

در روز و شب مجاور درگاه و باب ماست

ما را حجاب نیست و گر هست غیر نیست

خود عین ماست آنکه تو گوئی حجاب ماست

زلفی که رفت در سر سودای دو جهان

بر روی ماست واله و در پیچ و تاب ماست

هر قطره ای که غرقهٔ دریای ما بود

از ماش می شمار که موج و حباب ماست

داریم نعمت الله و از خلق بی نیاز

سلطان کاینات گدای جناب ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۱چشم ما نور خدا بنمایدت
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۲عاشقی و باده نوشی کار ماست
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۳ساقی سرمست رندان میر بی همتای ماست
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۴درد دل ما دوای درد دل ماست
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۵عشق او سلطان ملک جان ماست
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۶هرکجا پیریست طفل پیر ماست
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۷عاشق رندی که او همدرد ماست
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۸ما ز دریائیم و دریا عین ماست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.