پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۴۵

نعمت الله ماست پیر ولی

یادگار محمد است و علی

نعمت الله هست و خواهد بود

نعمت لایزال لم یزلی

یاد او کرده ام به روز و به شب

ذکر او گفته ام خفی و جلی

نعمت الله را مشو منکر

ور شوی کافری و در خللی

حق تعالی به او کرم فرمود

ذوق جاوید و عشق لم یزلی

ابدی باشد ای برادر من

هر عطائی که آن بود ازلی

رافضی نیستم ولی هستم

مؤمن پاک و خصم معتزلی

مذهب جد خویشتن دارم

بعد از او پیرو علی ولی

سید ملک نعمت اللهم

با چنین بنده ای چه در جدلی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۴۷ای که هستی محب آل علی
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۴۸گفتهٔ عشاق می خوانم بلی
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۴۹عشقبازی می کنم آری بلی
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۵۰ترک مستم می پرستم یللی
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۵۱تن رهاکن در طریق عاشقی تا جان شوی
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۵۲تن فداکن تا همه تن جان شوی
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۵۳دل به دلبر گر دهی دلبر شوی
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۵۴دل به دریا ده که تا دریا شوی
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.