پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۴۸

گفتهٔ عشاق می خوانم بلی

عشقبازی نیک می دانم بلی

دیده ام آئینهٔ گیتی نما

بر جمال خویش حیرانم بلی

بسته ام زُنار کفر زلف او

لاجرم نیکو مسلمانم بلی

دردمندم دردمندم دردمند

دُردی درد است درمانم بلی

گه به این و گه به آن خوانی مرا

هرچه می خوانی بخوان آنم بلی

از سر هر دو جهان برخواستم

همنشین جان و جانانم بلی

درخرابات مغان مست و خراب

سیدم مجموع رندانم بلی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۵۰ترک مستم می پرستم یللی
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۵۱تن رهاکن در طریق عاشقی تا جان شوی
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۵۲تن فداکن تا همه تن جان شوی
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۵۳دل به دلبر گر دهی دلبر شوی
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۵۴دل به دریا ده که تا دریا شوی
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۵۵هر زمانی بر آهکی گروی
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۵۶ای عشق بیا که خوش بلائی
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۵۷دلم بگرفت از این زهد ریائی
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.