پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۵۶

ای عشق بیا که خوش بلائی

ای درد مرو مرا دوائی

زاهد تو برو به کار خود باش

ساقی تو بیا که جان مائی

ای عقل تو زاهدی و ما رند

با هم نکنیم آشنائی

مستیم و خراب و لاابالی

ای شاهد سرخوشان کجائی

در آینهٔ وجود سید

دیدیم تجلی خدائی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۵۸دل به دریا ده که دریادل شوی
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۵۹برو ای خواجهٔ عاقل از این دنیا چه می جوئی
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۶۰گر جلال و جمال می جوئی
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۶۱از برای خدا بیا ساقی
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۶۲آمد آن ساقی سرمست و به دستش جامی
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۶۳بر سر ما اگر نهی قدمی
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۶۴ای که هستی به علم برهانی
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.