پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۰۳

گرچه میری در این جهان میری

چون رسد وقت ناگهان میری

آب سر چشمهٔ حیات بنوش

تا نمانند این و آن میری

خوش کناری بگیر ازین عالم

پیش از آن دم که در میان میری

زندهٔ جاودان توانی بود

گر تو در پای عاشقان میری

هر که مُرد او دگر نخواهد مُرد

ور نمیری چو دیگران میری

زنده دل باش و جان به جانان ده

گرنخواهی که جاودان میری

نعمت الله به ذوق جان بسپرد

تو چنان رو که همچنان میری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۰۵ز سودای جهان بگذر اگر سودای ما داری
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۰۶جام ساقی پر مئی آری
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۰۷عشق جانان اگر به جان داری
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۰۸یاریست یار یاران یاری چگونه یاری
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۰۹یار با ما نمی کنی یاری
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۱۰تخم نیک و بدی که می کاری
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۱۱سخن یار بشنو از یاری
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۱۲آمد به درت جان عزیز از سر یاری
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.