پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۵۳

در آ در بحر ما با ما که عین ما به ما بینی

به چشم ما نظر می‌کن که تا نور خدا بینی

بیا و نوش کن جامی ز دُرد درد عشق او

حریف دردمندان شو که درد دل دوا بینی

مگر آئینه گم کردی که بی‌آئینه می‌گردی

به بینی روی خود روشن اگر آئینه را بینی

ز خود بینی نخواهی دید آن ذوقی که ما داریم

خدابین شو که غیر او چو بینی هوا بینی

خیال غیر اگر داری خیالی بس محال است آن

اگر تو غیر او جوئی ندانم تا کجا بینی

اگر فانی شوی از خود توئی باقی جاویدان

سر دار فنا بنشین که تا دار بقا بینی

غلام سید ما شو که چون بنده شوی خواجه

به نور نعمت اللّه بین که تا نور خدا بینی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۵۵نرگست را باز سرخوش کرده ای
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۵۶می حلالت باد اگر در بزم رندان خورده ای
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۵۷عشق تو گنجی و دل ویرانه ای
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۵۸خرمنی گندم نگر در دانه ای
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۵۹نیک سیاح جهان گردیده ای
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۶۰به چشم مست ما نگر که نور روی او بینی
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۶۱ای که می گوئی که هستم از منی
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۶۲بیا بر چشم ما بنشین که خوش آب روان بینی
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.