پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۳۴

از بود وجود خود فنا شو

رندانه بیا حریف ما شو

خواهی که تو پادشاه باشی

در حضرت پادشه گدا شو

چون اوست نوای بینوایان

دریاب نوا و بینوا شو

در بحر محیط ما قدم نه

با ما بنشین و آشنا شو

از هستی او وجود جوئی

از هستی خویشتن فنا شو

گر بندهٔ حضرت خدائی

چون بندهٔ حضرت خدا شو

خواهی که رسی به نعمت الله

ایمن ز فنا و از بقا شو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۳۶بقا در عشق اگر خواهی فنا شو
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۳۷درین دریا درآ با ما و عین ما به ما میجو
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۳۸چون مردمک دیدهٔ ما گوشه نشین شو
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۳۹تا به کی در خواب باشی یک زمان بیدار شو
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۴۰گفتهٔ عاشقان به جان بشنو
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۴۱آه دلسوز عاشقان بشنو
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۴۲قول ما حق است از حق می شنو
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۴۳عالم منور است به نور جمال او
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.