پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

مرا با رخ تو نظر بهر چیست

چو رویت نبینم بصر بهر چیست

چو شیرین نگردد ازو کام من

ترا این لب چون شکر بهر چیست

چواز روز (بی بهره باشند) خلق

بر افلاک شمس وقمر بهر چیست

چو از وی توانگر نگردد فقیر

غنی را همه سیم وزر بهر چیست

چو عاشق نشد بر پری منظری

پس این آدمی ای پسر بهر چیست

چو از دست برنایدت کار عشق

پس ارواح اندر صور بهر چیست

چو بی بهره باشیم ازآب حیات

برین خاک مارا گذر بهر چیست

تو از بهر عشق آفریده شدی

چو میوه نباشد شجر بهر چیست

چو مردم بهر دام بهر قفس

بگیرندت این بال وپر بهر چیست

من ارنیستم عاشق روی او

لب وچشم من خشک و تر بهر چیست

برین روی زردی زبهر چه رنج

درین جسم خون جگر بهر چیست

پس این سیف فرغانی اندر جهان

چو مجنون ولیلی سمر بهر چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸دلبرا عشق تو اندر دل وجان داشتنیست
  2. شمارهٔ ۹۹در سمن با آن طراوت حسن این رخسار نیست
  3. شمارهٔ ۱۰۰دل زمن برد آنکه جان را نزد او مقدارنیست
  4. شمارهٔ ۱۰۱مرا بغیر تو اندر جهان دگر کس نیست
  5. شمارهٔ ۱۰۲عاشقان را در ره عشق آرمیدن شرط نیست
  6. شمارهٔ ۱۰۳جانا بیا که مرا جان دریغ نیست
  7. شمارهٔ ۱۰۴کیست کاندر دو جهان عاشق دیدار تو نیست
  8. شمارهٔ ۱۰۵چون کنم ای جان مرا از چون تو یاری چاره نیست
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.