پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۹

زمهر روی توای سرو ماه پیشانی

همی نهم همه برخاک راه پیشانی

بر آن بساط که سرباخت بایدم چکنم

که برزمین ننهم پیش شاه پیشانی

ببوی آنکه درم واکنی همی مالم

برآستان تو گه روی و گاه پیشانی

نماز خدمت تو می کنم بدان نیت

که برنگیرم ازآن سجده گاه پیشانی

تو آشکار شدی ناگهان وپنهان کرد

زشرم روی تو گل درگیاه پیشانی

چوشب سیاه شود آفتاب اگر هر صبح

برآستان تو ننهد پگاه پیشانی

بدین بهانه فلک لاجرم بهر مدت

همی کند بخسوفش سیاه پیشانی

در آن زمان که عرق کرده بود آدم را

بروی زرد زشرم گناه پیشانی

چو درحمایت روی توآمد اوراشد

چوآفتاب(ز)ثم اجتباه پیشانی

کسی که روی زدرگاه تو بگرداند

بداغ غیر توبادش تباه پیشانی

چو سر بسجده خدمت نهند عشاقت

که هست اصل درآن پایگاه پیشانی

زسوز آتش دل صدهزار آینه را

سیه کنند بیک دود آه پیشانی

بگرد خرمن حسنت ز سم گاو فلک

چو خوشه کوب خورد ماه کاه پیشانی

چو وصف روی(تو) اینجا رسید گفتم سیف

مکن بخیره درین جایگاه پیشانی

چو او غایت خوبی بکس نمی ماند

توخواه روی کن اندیشه خواه پیشانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۱ای لب لعل ترا بنده بجان شیرینی
  2. شمارهٔ ۵۶۲ای گرفته زحدیث تو جهان شیرینی
  3. شمارهٔ ۵۶۳به حال خود چو نظر کردم از تو می‌پرسم
  4. شمارهٔ ۵۶۴دی بامداد آن صنم آفتاب‌روی
  5. شمارهٔ ۵۶۵ای نو عروس حسن ترا آفتاب روی
  6. شمارهٔ ۵۶۶زاندیشه تو که هست جان در وی
  7. شمارهٔ ۵۶۷چو دست و روی بشویی ودر نماز شوی
  8. شمارهٔ ۵۶۸نگاری کز رخ چون مه کند بر نیکوان شاهی
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.