پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸

گشت روی زمین چو صحن بهشت

از رخ خوب یار حور سرشت

دیده از دل کن وببین دیدار

ای قصارای همت تو بهشت

بر گل از روی لاله رخ که نمود

بر مه از مشک سوده خط که نوشت

حسن رویش زخط نگردد کم

رخ ماه از کلف نگردد زشت

یار من در میانه خوبان

همچو لاله است در میانه کشت

بر رخ لاله رنگ او خالیست

همچو نقطه بر آتش از انگشت

عشق او در دل آن اثر دارد

کآب در خاک و آتش اندر خشت

چون منی ذکر غیر او نکند

کرم قز ریسمان نداند رشت

دل نگهدار سیف فرغانی

زآنکه در کعبه بت نشاید هشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰کسی کو غم عشق جانان نداشت
  2. شمارهٔ ۱۱۱آن نکوروی که روی از نظرم پنهان داشت
  3. شمارهٔ ۱۱۲ماه پیش رخ تو تاب نداشت
  4. شمارهٔ ۱۱۳در کوی عشق هرکه چومن سیم وزر نداشت
  5. شمارهٔ ۱۱۴گرچه متاع جان بر جانان خطر نداشت
  6. شمارهٔ ۱۱۵زنده دل نبود کسی کو ذوق درویشان نداشت
  7. شمارهٔ ۱۱۶در آن زمان که دلم میل با جمالی داشت
  8. شمارهٔ ۱۱۷یار در شیرینی از شکر گذشت
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.