پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان

بخش ۶ - فی تنبیه الملک و کلمة الحق بغیر المداهنة

ای ز انصاف و عدل بالاتر

از عُلا رای تست والاتر

سخنی گویمت به حق بشنو

خیره بر راه تنگ و تیره مرو

هرکس از روی عرف خود آیند

مر ترا سال و ماه بستایند

زان سخنهای خوب غرّه مشو

همچو تردامنان به عدل منو

عدل را چند شرط لابد هست

چون نباشد به شرط عهد شکست

هرکس از بهر انتفاع ترا

می‌ستاید ز گونه گونه جدا

الامان الامان مشو غرّه

که نیرزند دسته‌ای ترّه

من مداهن نیم چو دیگر کس

پیش نارم ز ترّهات هوس

گر شبی در همه جهان رنجور

هست یک تن تو نیستی معذور

گر سگی ظالمی بدی شومی

برساند بدی به مظلومی

تو شوی روز حشر زان مأخوذ

وان زمان حسرتت ندارد سوز

عدل رفت و به جز فساد نماند

در همه عالم اعتماد نماند

هیچ‌کس را تو استوار مدار

کار خود کن کسی به یار مدار

ادامه‌ی الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان

  1. بخش ۸ - حکایت زن دادخواه با سلطان محمودآن شنودی که بود چون در خورد
  2. بخش ۹ - حکایة فی عفوالملک و عدلهاحنف قیس بهر جمعی اسیر
  3. بخش ۱۰ - در وصف بدان گویدمن ندانم ز جملهٔ اشرار
  4. بخش ۱۱ - حکایت در عدل سلطانگفت روزی حکایتی پیری
  5. بخش ۱۲ - در خون ناحق ریختن حکایت مأمونچون تبه شد خلافت مأمون
  6. بخش ۱۳ - التمثّل فی عصمة قتل المظلومهمچنین شاه ماضی با جود
  7. بخش ۱۴ - حکایت در حلم و بردباری نوشیروانحاجبی بُرد جام نوشروان
  8. بخش ۱۵ - در عدل پادشاه و صفت آنعدل کن زانکه در ولایت دل
همه‌ی الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.