پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان

بخش ۹ - حکایة فی عفوالملک و عدله

احنف قیس بهر جمعی اسیر

گفت کین بستگان برِ تو امیر

گر بحقند بسته حلمت کو

ور خود از باطلند علمت کو

عفو کان هست اصل دینداری

از برای چه روز می‌داری

تو ظفر خواستی خدایت داد

او ز تو عفو خواست ناری یاد

هست نزد خدای و خلق ای شاه

شکر قدرت قبول عذر گناه

علم او نوش حلمشان بچشید

علم او بار جُرمشان بکشید

ادامه‌ی الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان

  1. بخش ۱۱ - حکایت در عدل سلطانگفت روزی حکایتی پیری
  2. بخش ۱۲ - در خون ناحق ریختن حکایت مأمونچون تبه شد خلافت مأمون
  3. بخش ۱۳ - التمثّل فی عصمة قتل المظلومهمچنین شاه ماضی با جود
  4. بخش ۱۴ - حکایت در حلم و بردباری نوشیروانحاجبی بُرد جام نوشروان
  5. بخش ۱۵ - در عدل پادشاه و صفت آنعدل کن زانکه در ولایت دل
  6. بخش ۱۶ - حکایت در عدل و سیاست و جود پادشاهروزی از روزها به وقت بهار
  7. بخش ۱۷ - حکایتشحنه‌ای در دهی شبی سرمست
  8. بخش ۱۸ - فی معانی القاضی الجاهل الظالمآن شنیدی که در دهی پیری
همه‌ی الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.