پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان

بخش ۵ - در بیداری از خواب غفلت گوید

بنه ای عدل تو بقای جهان

در کنار جهان سزای جهان

چون درِ عدل باز شد بر تو

درِ دوزخ فراز شد بر تو

عدل مر مرگ را بریزد آب

جور مر فتنه را ببندد خواب

هست شادی دل ستمگاران

خوش و اندک چو خواب بیماران

عقل را مشگریست روح‌افزای

عدل مشاطّه‌ایست مُلک آرای

شرع را عقل قهرمان باشد

ملک را عدل پاسبان باشد

شاه باید غلام تن نبود

تا خطیبش دروغ زن نبود

پشه از پیل کم زید بسیار

زانکه کوته بقا بود خونخوار

ادامه‌ی الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان

  1. بخش ۷ - خواب عبداللّٰه بن عمر بن الخطّابدید یک شب به خواب عبداللّٰه
  2. بخش ۸ - حکایت زن دادخواه با سلطان محمودآن شنودی که بود چون در خورد
  3. بخش ۹ - حکایة فی عفوالملک و عدلهاحنف قیس بهر جمعی اسیر
  4. بخش ۱۰ - در وصف بدان گویدمن ندانم ز جملهٔ اشرار
  5. بخش ۱۱ - حکایت در عدل سلطانگفت روزی حکایتی پیری
  6. بخش ۱۲ - در خون ناحق ریختن حکایت مأمونچون تبه شد خلافت مأمون
  7. بخش ۱۳ - التمثّل فی عصمة قتل المظلومهمچنین شاه ماضی با جود
  8. بخش ۱۴ - حکایت در حلم و بردباری نوشیروانحاجبی بُرد جام نوشروان
همه‌ی الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.