پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح

بخش ۲ - التمثیل فی وضع الشی بغیر موضعه

آن شنیدی که ابلهی برخاست

سرگذشت از مخنثی درخواست

که بگو سرگذشتی ای بهمان

گفت رَو رَو مَزَح مکن هله هان

کسی از حیز سرگذشت نجست

حیز را کون گذشت باید گفت

گوش سوی همه سخنها دار

هرچه زان به درون جان بنگار

هرچه مایه صفا بدان ده روی

هرچه مایه کدر گذر کن زوی

حجّت ایزدست در گردن

خواندن علم و کار ناکردن

کرده‌ای همچو گوز بُن گردن

از چه از عشوه و قفا خوردن

مخر آن عشوه کاندرین بنیاد

عشوه تن پر کند ولیک از باد

مَشکِ پر بادی، از سر و دل و تن

ریسمانی شوی به یک سوزن

در جهان خراب بی‌فریاد

کس گرفتار بادِ عشوه مباد

قُبله اول ز قِبله باز شناس

تا بدانی تو فربهی ز اماس

چند ازین در نفاق و محتالی

چشمها درد و لاف کحّالی

هرکه مغرور بانگ غولانست

اجلش زیر ام‌غیلانست

علمت از جان و مالت از تن تست

آن دو معشوقه این دو دشمن تست

پاک شو تا ز اهل دین گردی

آن چنان باش تا چنین گردی

رهروان را ز نطق نبود ساز

پیل فربه بود ضعیف آواز

علمدان کدخدای دو جهانست

وآنکه نادان حقیر و حیرانست

حکما بار جمله بربستند

همه رفتند و زین هوس رستند

تو گل و دین درین جهان بستی

ای نه هشیار چون چنین مستی

علم دان خاصهٔ خدا آمد

علم خوان شوخ و نر گدا آمد

بهر دین با سفیه رای مزن

رگ قیفال بهر پای مزن

بد ز نیکان سلامتی نشود

که ز بیجاده قیمتی نشود

در دونی برای زر نزنند

باسلیق از برای سر نزنند

آنکه را علّتی بود در پشت

چون بنالد ز پنجه و انگشت

چون تو بر سر نهی ورا مرهم

نفزاید ز مرهمش مرهم

آن حکیمان که روی بنمایند

بر گل و بر دلت نبخشایند

ادامه‌ی الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح

  1. بخش ۴ - التمثیل فی‌العالم والمتعلّماز عمل مرد علم باشد دور
  2. بخش ۵ - التّمثیل فی‌المحبّة والشّکرآن یکی خیره ز اشتری پرسید
  3. بخش ۶ - حکایت شبلی رحمة‌اللّٰه در اخلاص و ریاشبلی آنگه که کرد از خود صید
  4. بخش ۷ - حکایة فی‌العجز والسکوتشبلی از پیر روزگار جُنید
  5. بخش ۸ - فصل فی ذکرالعشق و فضیلته و صفة‌العشق والعاشق والمعشوق ذکرُالعشق یُریح القلوب و یُزیل الکروبدلبرِ جان‌ربای، عشق آمد
  6. بخش ۹ - حکایت در کمال عشق و عاشقیعاشقی را یکی فسرده بدید
  7. بخش ۱۰ - التمثیل بقصّة آدم علیه‌السلام و سبب عشقهدل خریدار نیست جز غم را
  8. بخش ۱۱ - فی صفة‌العشقصورت عشق و عقل گفتار است
همه‌ی الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.