پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح

بخش ۴ - التمثیل فی‌العالم والمتعلّم

از عمل مرد علم باشد دور

مثل این مهندس و مزدور

آن ستاند مهندس دانا

به یکی دم که پنج مه بنّا

وآن کند در دو ماه بنّا کرد

که نبیند به سالها شاگرد

باز شاگرد آن چشد ز سرور

که نیابد به عمرها مزدور

مزد این کم ز مزد آن زانست

کین به تن کرد و آن به جان دانست

آن نکرده بدیده قسمش را

وین بکرده بمانده اسمش را

بوده بیند کسی که جانورست

آنکه نابوده بیند آن دگرست

هرکه شد جان ز علمش آسوده

بوده دانست و دید نابوده

جان عالم بود مآلی‌بین

دیدهٔ جاهلست حالی‌بین

زانکه نازیرکان و طرّاران

گِل فرستند سوی گِل‌خواران

باز عالم چو بیندش با گِل

سرد گرداندش گِل اندر دل

لذت گل به دلش سرد کند

دلش از گل به حیله فرد کند

از پی مصلحت برو خندد

کخ کخی در بروت او بندد

چون ترا از تری دل بتریست

آنکه شیر خرت دهد ز خریست

نیک نادان در اصل نیکو نه

بد دانا ز نیک نادان به

کار یک ساله را بها دو درم

علم یک لحظه را بها عالم

آن کشد زین و این کشد زان بار

که عمل مرکبست و علم سوار

چکنی علم در میانهٔ گنج

کار باید که کار دارد خنج

علم نر آمد و عمل ماده

دین و دولت بدین دو آماده

عالمان خود کمند در عالم

باز عامل میان عالم کم

زعفران‌خوار تازه‌روی بود

زعفران‌سای یاوه‌گوی بود

شادی دل شرابخوار خورد

انده دل شرابدار برد

چند پرسیم چون گرانجانان

که عمل نیست با سخندانان

رد را زه ز حال برخیزد

حال باید که قال برخیزد

از سخنگوی قال پرس نه حال

از زره گر زره طلب نه جوال

زاد این راه عجز و خاموشیست

قوّت و قوت مرد کم کوشیست

رهروان را چو درد راهبرست

آنکه را درد نیست کم ز خرست

ادامه‌ی الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح

  1. بخش ۶ - حکایت شبلی رحمة‌اللّٰه در اخلاص و ریاشبلی آنگه که کرد از خود صید
  2. بخش ۷ - حکایة فی‌العجز والسکوتشبلی از پیر روزگار جُنید
  3. بخش ۸ - فصل فی ذکرالعشق و فضیلته و صفة‌العشق والعاشق والمعشوق ذکرُالعشق یُریح القلوب و یُزیل الکروبدلبرِ جان‌ربای، عشق آمد
  4. بخش ۹ - حکایت در کمال عشق و عاشقیعاشقی را یکی فسرده بدید
  5. بخش ۱۰ - التمثیل بقصّة آدم علیه‌السلام و سبب عشقهدل خریدار نیست جز غم را
  6. بخش ۱۱ - فی صفة‌العشقصورت عشق و عقل گفتار است
  7. بخش ۱۲ - فی اشراق العشقاین چنین خوانده‌ام که در بغداد
  8. بخش ۱۳ - التمثّل فی احتراق العشق و اظهارهرفت وقتی زنی نکو در راه
همه‌ی الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.