پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح

بخش ۳ - فی الجاهل و یظن العالم

رافضی را عوام در تف کین

می‌زدند از پی حمیّت دین

یکی از رهگذر درآمد زود

بیش از آن زد که آن گره زده بود

گفتم ار می‌زدند ایشانش

بهر اشکال کفر و ایمانش

تو چرا باری ای به دل سندان

بی‌خبر کوفتی دو صد چندان

جرم او چیست گفت بشنو نیک

من ز جرمش خبر ندارم لیک

سنّیان می‌زدند و من به دمش

رفتم و بهر مزد هم زدمش

علم خواندی نگشتی اهل هنر

جهل از این علم تو بسی بهتر

علم را هرکه نیست آماده

مثلش چون کَهست و بیجاده

سنگ بیجاده گر ز طبع و سرشت

برتر آید ز خاک خرمن و کشت

گرچه در جذب کاه کرد بسیچ

کهربا را ز کَه چه خیزد هیچ

عالمِ علم عالمیست فراخ

بخ بخ آنرا که شد درو گستاخ

عالم علم عالمیست شگرف

نیست این خطه خطهٔ خط و حرف

چون ترا علم دل بمیراند

که ترا خود به آدمی خواند

علم خوان گرت زادمست رگی

زانکه شد خاص شه به علم سگی

از صفات سگی تهی کن رگ

ورنه در رستخیز خیزی سگ

ننگ دارد بسی به طبع و به دل

سگ عالم ز آدم جاهل

چون نباشد چو خر سرافگنده

تیزِ خر به ز ریش خربنده

علم دین بام گلشن جانست

نردبان عقل و حس انسانست

از پی دوست را و دشمن را

علم جان را به و عمل تن را

سوی عالم نه سوی صاحب ظن

دانش جان به از توانش تن

حلقهٔ دام تو توانش تن

هست شبها به روز آبستن

ادامه‌ی الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح

  1. بخش ۵ - التّمثیل فی‌المحبّة والشّکرآن یکی خیره ز اشتری پرسید
  2. بخش ۶ - حکایت شبلی رحمة‌اللّٰه در اخلاص و ریاشبلی آنگه که کرد از خود صید
  3. بخش ۷ - حکایة فی‌العجز والسکوتشبلی از پیر روزگار جُنید
  4. بخش ۸ - فصل فی ذکرالعشق و فضیلته و صفة‌العشق والعاشق والمعشوق ذکرُالعشق یُریح القلوب و یُزیل الکروبدلبرِ جان‌ربای، عشق آمد
  5. بخش ۹ - حکایت در کمال عشق و عاشقیعاشقی را یکی فسرده بدید
  6. بخش ۱۰ - التمثیل بقصّة آدم علیه‌السلام و سبب عشقهدل خریدار نیست جز غم را
  7. بخش ۱۱ - فی صفة‌العشقصورت عشق و عقل گفتار است
  8. بخش ۱۲ - فی اشراق العشقاین چنین خوانده‌ام که در بغداد
همه‌ی الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.