پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح

بخش ۱۰ - التمثیل بقصّة آدم علیه‌السلام و سبب عشقه

دل خریدار نیست جز غم را

آن بنشنیده ای که آدم را

عزِّ علمش سوی جنان آورد

دل عشقش به خاکدان آورد

چون ره علم رفت سلطان شد

چون ره دل گرفت عریان شد

چون همه لطفها بدید از حق

عشق جانش ندا شنید از حق

ای که ذاتت چو عقل فرزانه‌ست

عشق مگذار کو هم از خانه‌ست

زیرکی دیو و عاشقی آدم

این بمان تا بدان رسی دردم

عشق در پیش گیر و دل بگذار

که ز دل خیره بر نیاید کار

مرد را عشق تاجِ سر باشد

عشق بهتر ز هر هنر باشد

عاشقی بستهٔ خرد نبود

علّت عشق نیک و بد نبود

آدم از عشق اهبِطوُا منها

آمد اندر جهان جان تنها

عقل عزم اِحاطت وی کرد

غیرت عشق پای او پی کرد

برگزیده دو مرغ بهر دو کار

عقل طوطی و عشق بوتیمار

قدم عقل نقدِ حالی جوی

شعلهٔ عشق لاابالی گوی

باشهٔ عقل صعوه‌گیر بُوَد

کرکس عشق بازگیر بُوَد

در ره عشق ما همه طفلیم

عاشقان صافیند و ما ثفلیم

بالغ عقلها بسی یابی

بالغ عشق کم کسی یابی

در جهانی که عشق گوید راز

عقل باشد در آن جهان غمّاز

تا تو به مانده‌ای و عقل توباز

تو چو کبکی و عشق همچون باز

حق پژوهان که راه دل سپرند

عقل را لاشهٔ دبر شمرند

محدث از خلقت قدم که بُوَد

روز کور از سپیده‌دم که بُوَد

عشق را جان بلعجب داند

زانکه تفسیر شهد لب داند

صورت عشق پوست باشد پوست

عشق بی عین و شین و قاف نکوست

در ره عاشقی سلامت نیست

اضطرابست و استقامت نیست

صفتِ عاشقان ز من بشنو

ور نداری مرا برو به دو جو

ادامه‌ی الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح

  1. بخش ۱۲ - فی اشراق العشقاین چنین خوانده‌ام که در بغداد
  2. بخش ۱۳ - التمثّل فی احتراق العشق و اظهارهرفت وقتی زنی نکو در راه
  3. بخش ۱۴ - ذکر معنی و برهان عشقدعوی عشق و عقل گفتارست
  4. بخش ۱۵ - در عشق مجازیدر بهشت از نه اکل و شُربستی
  5. بخش ۱۶ - اندر معنی دل و جان و درجات آن ذکرالقلب انفع لان شأنه رافعجد زند بوسه بر ستانهٔ دل
  6. بخش ۱۷ - اندر جان و دل و تن گویداز دَرِ تن که صاحب کُلهست
  7. بخش ۱۸ - اندر صفت پرورش دل گویددل قوی کند ز زحمت و بیم
  8. بخش ۱۹ - اندر صفت شب گویدچون نهان شد ز بهر سود زمین
همه‌ی الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.