پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

جمشید و خورشید

بخش ۹ - قطعه

داور دنیا، معز الدین حق، سلطان اویس

آفتاب عدل پرور سایه پروردگار

آن شهنشاهی که رای او اگر خواهد، دهد

چون اقالیم زمین اقلیم گردون را قرار

بنامیزد چو آفریدون و هوشنگ

ز سر تا پا همه هوشست و فرهنگ

طراز طرز شاهی می‌طرازد

سر دیهیم و افسر می‌فرازد

ز مار رمح او پیچان دلیران

ز مور تیغ او دلخسته شیران

هلال فتح نعل ادهم اوست

شب و روز سعادت پرچم اوست

ز یاجوج ستم گشته است آزاد

که تیغش در میان سدیست پولاد

ظفر در آب تیغش غوطه خورده

سر بدخواه آب تیغ برده

به جای زر ز آهن دارد افسر

ز پولادش بود خفتان چو گوهر

ادامه‌ی جمشید و خورشید

  1. بخش ۱۱ - قطعهسحرگاه ازل کز پرده عرض
  2. بخش ۱۲ - قطعهبجز از آتش دراز زبان
  3. بخش ۱۳ - قطعهروز کسوف ار کند قصد بدوزد به تیر
  4. بخش ۱۴ - قطعهطاووس روز تا ز افق جلوه می‌کند
  5. بخش ۱۵ - آغاز داستان جمشید و خورشید خبر دادند دانایان پیشین
  6. بخش ۱۶ - دیدن جمشید، خورشید را اندر خواب چو روی خود بهشتی دید در خواب
  7. بخش ۱۷ - غزلگفتم خیال وصلت گفتا به خواب بینی
  8. بخش ۱۸ - غزلمطول قصه‌ای دارم که گر خواهم بیان کردن
همه‌ی جمشید و خورشید ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.