پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

جمشید و خورشید

بخش ۸۱ - غزل

مخور اَندُه که همه کار به کام تو شود

شادی آید ز بن گوش غلام تو شود

آنکه یاقوت لبش در نظر تست مدام

شکرین پسته او نقل مدام تو شود

بعد از این خطبه اقبال به نام تو کند

عاقبت سکه خورشید به نام تو شود

آخر این مرغ همایون که دلت دانه اوست

آید از روی هوا بسته دام تو شود

چشم ارباب نظر خلوت خاصت گردد

خون اصحاب غرض جرعه جام تو شود

ادامه‌ی جمشید و خورشید

  1. بخش ۸۳ - آمدن شادیشاه به خواستگاری خورشیدچو شاه چین علم بفراخت بر بام
  2. بخش ۸۴ - قطعهبزمی که از نوای نوالش به بزم خلد
  3. بخش ۸۵می اندر جام زر چون زهره در ثور
  4. بخش ۸۶ - هنرنمائی جمشید و شادیشاه در حضور خورشید و افسرچو خورشید فلک برداشت از چین
  5. بخش ۸۷ - غزلباد صبا به گرد سمندش نمی‌رسد
  6. بخش ۸۸ - نجات دادن جمشید ، قیصر را از مرگچو این شهباز زرین بال خاور
  7. بخش ۸۹ - ستایش قیصر از دلاوری جمشیدفرستاد افسر و خورشید را خواند
  8. بخش ۹۰ - غزلعشق مرا از هزار کار برآورد
همه‌ی جمشید و خورشید ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.