پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

جمشید و خورشید

بخش ۷۹ - رباعی

وقت سحر از باغ بهشت آمد باد

آورد گلی و در کنارم بنهاد

چون زلف صنم نهاده بودم دامی

ماهی به گدار آمد و در دام افتاد

چو شهناز آن رباعی ساخت بر چنگ

فروخواند این غزل شکر به آهنگ:

ادامه‌ی جمشید و خورشید

  1. بخش ۸۱ - غزلمخور اَندُه که همه کار به کام تو شود
  2. بخش ۸۲ - آزاد شدن خورشیدچو صبح از کوه بنمود افسر زر
  3. بخش ۸۳ - آمدن شادیشاه به خواستگاری خورشیدچو شاه چین علم بفراخت بر بام
  4. بخش ۸۴ - قطعهبزمی که از نوای نوالش به بزم خلد
  5. بخش ۸۵می اندر جام زر چون زهره در ثور
  6. بخش ۸۶ - هنرنمائی جمشید و شادیشاه در حضور خورشید و افسرچو خورشید فلک برداشت از چین
  7. بخش ۸۷ - غزلباد صبا به گرد سمندش نمی‌رسد
  8. بخش ۸۸ - نجات دادن جمشید ، قیصر را از مرگچو این شهباز زرین بال خاور
همه‌ی جمشید و خورشید ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.