پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

جمشید و خورشید

بخش ۳ - قطعه

ای در هوای معرفت قدرتت چو باز

سیمرغ چشم باز و خرد چشم دوخته

در شهپر جلال تو ارباب بال را

پرهای فکر ریخته و بال سوخته

گردون به طوق شوق تو گردن فراخته

آتش به داغ طوع تو خود را فروخته

لطفت به یکدم و هم قهرت به یک نفس

باغ بهشت و آتش دوزخ فروخته

ادامه‌ی جمشید و خورشید

  1. بخش ۵ - رباعیشاهی که به نعلین رخ مه آراست
  2. بخش ۶ - در معراج پیامبر (ص)در آن شب در سرای ام هانی
  3. بخش ۷ - غزلای ممکن دست قدرت بر بساط لامکان
  4. بخش ۸ - دعای دولت امیر شیخ اویسدرودی بی‌شمار از رب ارباب
  5. بخش ۹ - قطعهداور دنیا، معز الدین حق، سلطان اویس
  6. بخش ۱۰ - قطعهشاهی که در بسیط زمین حکم نافذش
  7. بخش ۱۱ - قطعهسحرگاه ازل کز پرده عرض
  8. بخش ۱۲ - قطعهبجز از آتش دراز زبان
همه‌ی جمشید و خورشید ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.