پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱۵

مباد آن دم که از ما رنجه گردد آشنارویی

شکست از سنگ ما بر ساغر چینی رسد مویی

درین نخجیرگاه افلاک را بنگر سراسیمه

که شد گنبدزنان، گویی گریزان خیل آهویی

پریشانگوست بر یاد سر زلف سیاه او

زبانم همچو آن خامه که باشد بر سرش مویی

شکوه از جود حاصل می شود ارباب دولت را

ندارد رتبه حرفی هم که آن را نیست پهلویی

فلاخن وار دارند این حریفان را که می بینی

برای باد سنجیدن، همه سنگ و ترازویی

هوس چون شیر بر اطراف آن سیمین بدن گردد

که زیر دامن او دیده نقش پای آهویی

حریفان از دکانداری شکار مدعا کردند

همای کلک ما نبود چو شاهین ترازویی

به عزم آستان دوست می خواهم سلیم امشب

زنم همچون کبوتر از حریم کعبه یاهویی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱۷چمن ز لاله برافروخت شمع زیبایی
  2. شمارهٔ ۹۱۸جامه ی قد اوست زیبایی
  3. شمارهٔ ۹۱۹من کیستم، آشفته تر از طره ی آهی
  4. شمارهٔ ۹۲۰در دلی دایم مرا، در سینه پیدا نیستی
  5. شمارهٔ ۹۲۱با کسی کی می‌کنم در عشقبازی همرهی
  6. شمارهٔ ۹۲۲دارم عیشی به وصل ماهی
  7. شمارهٔ ۹۲۳به بزم می کشان لاابالی
  8. شمارهٔ ۹۲۴ز روی دل چه بر اهل هوس آیینه می‌داری
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.