پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱۶

چنان از رهروان فیض شد روی زمین خالی

که جای موج در دریاست چون نقش نگین خالی

ز بس در خویش دزدیدند، از همت کریمان را

ز دست جود چون بند قبا شد آستین خالی

ز بس پهلوی موج او در آیین کرم خشک است

ز دریا می‌کند از ننگ پهلو را زمین خالی

بود هر قطرهٔ خون، تخم آهی چون سپند اینجا

ازین ریحان مبادا باغ دل های حزین خالی

به غیر از حلقهٔ فتراک یارم خوابگاهی نیست

مبادا از سر من هرگز آن دامان زین خالی

سلیم از اضطراب مور عاجز، برق می خندد

ز خرمن دامن خود را برد چون خوشه‌چین خالی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱۸جامه ی قد اوست زیبایی
  2. شمارهٔ ۹۱۹من کیستم، آشفته تر از طره ی آهی
  3. شمارهٔ ۹۲۰در دلی دایم مرا، در سینه پیدا نیستی
  4. شمارهٔ ۹۲۱با کسی کی می‌کنم در عشقبازی همرهی
  5. شمارهٔ ۹۲۲دارم عیشی به وصل ماهی
  6. شمارهٔ ۹۲۳به بزم می کشان لاابالی
  7. شمارهٔ ۹۲۴ز روی دل چه بر اهل هوس آیینه می‌داری
  8. شمارهٔ ۹۲۵به ناله فاش مکن راز دل ز غمازی
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.