پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱۴

درین ره ای خضر از خار پا نمی‌میری

ترا گمان که ز آب بقا نمی‌میری

زمانه راستی‌ام یاد داد و گفت چو خضر

به دست تا بودت این عصا نمی‌میری

چو در محیط تعلق نمردی ای درویش

ز موج بی‌خطر بوریا نمی‌میری

ز جام عشق اگر آب زندگی نوشی

چو شعله در دهن اژدها نمی‌میری

چنین که زهر به کار تو استخوانم کرد

به حیرتم که چرا ای هما نمی‌میری

به بحر عشق چه کار است ای نهنگ ترا

به مرگ خویش چو ماهی چرا نمی‌میری

ستمکشان همه از جورت ای فلک مردند

تو از برای چه ای بی‌وفا نمی‌میری

به درد عشق چو نبضم مسیح دید سلیم

به خنده گفت مرا مرحبا نمی‌میری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱۶چنان از رهروان فیض شد روی زمین خالی
  2. شمارهٔ ۹۱۷چمن ز لاله برافروخت شمع زیبایی
  3. شمارهٔ ۹۱۸جامه ی قد اوست زیبایی
  4. شمارهٔ ۹۱۹من کیستم، آشفته تر از طره ی آهی
  5. شمارهٔ ۹۲۰در دلی دایم مرا، در سینه پیدا نیستی
  6. شمارهٔ ۹۲۱با کسی کی می‌کنم در عشقبازی همرهی
  7. شمارهٔ ۹۲۲دارم عیشی به وصل ماهی
  8. شمارهٔ ۹۲۳به بزم می کشان لاابالی
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.