پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

قطعات

شمارهٔ ۵

ز سائلان درت هیچکس نشد واقف

به اینکه هست تقدم سوال را به جواب

به روز کین که نشینی به باره‌ای که برش

ز تک بماند خنگ فلک چو خر به خلاب

اگر ز شرق به غرب آید ورود گوئی

که بیشتر ز زمان ایاب اوست ذهاب

در آن زمان گره آسمان زنوک رماح

شود مشبک چون عنکبوت اسطرلاب

زمین معرکه را زابر تیغ خود سازی

چو بحر خون و سرکشتگان چو حباب

قراب تیغ تو دایم بود چو سینه ی خصم

چه حاجت است که تیغ آوری برون زقراب؟

بود حسام تو چون عابدی که سجده گهش

تن عدو بود و طاق ابرویش محراب

کسی نخواهد تا تلخی شرنگ از شهد

کسی نیابد تا مستی شراب از آب

به جای شهد به کام مخالف تو شرنگ

به جای آب به جام موافق تو شراب

زبیم قهر تو پیوست تلخکام اعدا

ز فیض لطف تو همواره کامیاب احباب

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۷طراز محفل ایجاد میرزا احمد
  2. شمارهٔ ۸خار گلزار جهان آقا فلان
  3. شمارهٔ ۹به شخصی آشنا گفتم حدیثی
  4. شمارهٔ ۱۰مهین کره ی میر عبدالغفور
  5. شمارهٔ ۱۱هزار افسوس از فاطمه که دست اجل
  6. شمارهٔ ۱۲ - شعر شاعرکس را جمال نقش به جز حسن حال چیست
  7. شمارهٔ ۱۳ - معما بنام زر و مدحچیست آن لعبت که زیبا شکل و نیکو منظر است؟
  8. شمارهٔ ۱۴فلک جناب و ملک رتبه میرزا احمد
همه‌ی قطعات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.