پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

قطعات

شمارهٔ ۴

به سینه تیرنگاهت همان کند که کند

به روز رزم سنان خدیو عرش جناب

خدیو عهد محمد حسین خان که مدام

به طوع اوست قلوب و به طوق اوست رقاب

سپهر خنگی رستم دلی که رخشش را

زآفتاب سزد زین و از هلال رکاب

به دور او که شود گرگ پاسبان غزال

به عهد او که بود صعوه همنشین عقاب

نخورده روی کسی سیلیئی به غیر از دف

ندیده گوش کسی مالشی به غیر رباب

کسی به کشور آباد او خراب ندید

به غیر جغد که از این غمش دلی است خراب

اگر دمند به هر دم هزار انفخه ی صور

هنوز بخت بد اندیش او بود در خواب

وجود خصم ضرور است ورنه شمشیرش

ز کله ای که دهد طعمه ی ذباب و کلاب

زهی زوصف تو یک نکته و هزار حدیث

خهی ز مدح تو یک شمه و هزار کتاب

خیام جاه تو را فرش ار چه ز اطلس چرخ

ستارگان سپهرش چو میخ های طناب

اگر زلطف تو یک رشحه بر (سحاب) چکد

هزار چشمهٔ حیوان روان شود ز سراب

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶به فرمان شاهی کزو زیب دید
  2. شمارهٔ ۷طراز محفل ایجاد میرزا احمد
  3. شمارهٔ ۸خار گلزار جهان آقا فلان
  4. شمارهٔ ۹به شخصی آشنا گفتم حدیثی
  5. شمارهٔ ۱۰مهین کره ی میر عبدالغفور
  6. شمارهٔ ۱۱هزار افسوس از فاطمه که دست اجل
  7. شمارهٔ ۱۲ - شعر شاعرکس را جمال نقش به جز حسن حال چیست
  8. شمارهٔ ۱۳ - معما بنام زر و مدحچیست آن لعبت که زیبا شکل و نیکو منظر است؟
همه‌ی قطعات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.