پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

قطعات

شمارهٔ ۳

شود چو شاد زقتلم دل من و تو مترس

ز یک گناه که در ضمن آن بود دو ثواب

مپرس حال دل من بخون کیست ببین

تو را به پنجه نگار و مرا به چهره خضاب

به خواب روی تو آید به دیده ی من اگر

جدا ز روی تو در دیده ی من آید خواب

نکرد منع نگه یا نکرد رازم فاش

کدام اثر که به حالم نکرد چشم پر آب؟

زروی کار بر افکندیم نقاب آنگه

که بر فکندی از آن روی دلفریب نقاب

همیشه دارد عشق تو جای در دل من

چرا که عشق تو گنج است و جای گنج خراب

زبس که تاب دل بی قرار من بر بود

از این سبب سر زلف تو دارد اینهمه تاب

غم تو با دل و عشق تو با تنم آن کرد

که با گیاه کند برق و با کتان مهتاب

همین به جام تو لعل مذاب ریزی و من

به یاد لعل تو ریزم زدیده لعل مذاب

چنان جدا ز تو گرید که فرق نتواند

کسی که چشم (سحاب) است یا که چشم سحاب

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵ز سائلان درت هیچکس نشد واقف
  2. شمارهٔ ۶به فرمان شاهی کزو زیب دید
  3. شمارهٔ ۷طراز محفل ایجاد میرزا احمد
  4. شمارهٔ ۸خار گلزار جهان آقا فلان
  5. شمارهٔ ۹به شخصی آشنا گفتم حدیثی
  6. شمارهٔ ۱۰مهین کره ی میر عبدالغفور
  7. شمارهٔ ۱۱هزار افسوس از فاطمه که دست اجل
  8. شمارهٔ ۱۲ - شعر شاعرکس را جمال نقش به جز حسن حال چیست
همه‌ی قطعات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.