پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

مثنویات

شمارهٔ ۴ - ستایش

سعی بزرگان و مهان یاد باد

روح سلاطین جهان شاد باد

فخر بشر حیدر دلدل سوار

گفت چنین در کلمات قصار

کانکه جسور است بسلطان عهد

خویش رساند به هلاکت ز جهد

بنده شهان را همه مدحت گرم

بر همه از شوق ثنا گسترم

پادشهان راست ستایش روا

زانکه گزیند بجهانشان خدا

شوکتشان بخشد و فر و شکوه

سازدشان سرور چندین گروه

هیبتی از خویش بدیشان دهد

نظم جهان در کف ایشان نهد

قوم چو شایستهٔ رحمت شوند

یا که سزاوار بزحمت شوند

لطف و غضب راز دل پادشاه

شامل آن قوم نماید اله

هست دل پادشه کامکار

بارگه سلطنت کردگار

آنچه از او بر تو رسد از خداست

مر عمل نیک و بدت را جزاست

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۶ - چشمه آب حیاتعلم بود چشمهٔ آب حیات
  2. شمارهٔ ۷ - آیت کبریای بشر ای آیت کبرای حق
  3. شمارهٔ ۸ - رؤیای صادقهدوش مرا خواب بچشم پر آب
  4. شمارهٔ ۹ - نسخه کیمیابود بسی در طمع کیمیا
  5. شمارهٔ ۱۰ - پادشاه رعیت نوازپادشهی بود رعیت‌نواز
  6. شمارهٔ ۱۱ - قافلهٔ سوداگرقافله‌ای بست پی سود بار
  7. شمارهٔ ۱۲ - نتیجه راستیقافله ئی بد برهی رهسپار
  8. شمارهٔ ۱۳ - کار و کارگر در سال ۱۳۰۷ شمسی سروده شدکار کن و کار کن و کار کن
همه‌ی مثنویات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.