پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

مثنویات

شمارهٔ ۱۳ - کار و کارگر در سال ۱۳۰۷ شمسی سروده شد

کار کن و کار کن و کار کن

بار خود ای جامعه خود بار کن

رفته توئی از تو که یادش بخیر

نفی شدستی تو در اثبات غیر

هیکلت ای جامعهٔ ذولجاج

آمده سر تا به قدم احتیاج

خانهٔ تو خانهٔ بی‌مایگان

خود تو گدای در همسایگان

از نمک و ادویه را کبریت و آب

بر در همسایه کنی دق باب

لنگ نئی از چه برندت بدوش

نه به زمین پای و به رفتار گوش

خواریت از علت بی‌کاریست

حاصل بی‌کاریت این خواریست

از اثر صنعت و علم و هنر

تا نشود کشور ما معتبر

قلب وطن شاد نخواهد شدن

مملکت آباد نخواهد شدن

مایهٔ کار است زر و فکر و دست

وین سه بتحقیق در این ملک هست

هست ولی هریکی از آن یک جداست

دست که باشد یکی آن بی‌صداست

گر که کنند این سهم بهم اتفاق

خوش بدر آید مه ملک از محاق

یأس مبر هست صغیرا‌ امید

حق کند این روز سیه‌را سپید

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۱۵ - پنبهٔ ایرانگوش فرا دار که گوید صریح
  2. شمارهٔ ۱۶ - مس و چینیدوش رسیدند بخوان نعم
  3. شمارهٔ ۱۷ - اشتر و گلهاشتری از سردی دی گشت‌ زار
  4. شمارهٔ ۱۸ - شیر و روباهگرسنه شیری چو حریصان به دشت
  5. شمارهٔ ۱۹ - حاسد و محسودبود دو تن را دو درخت کهن
  6. شمارهٔ ۲۰ - سخت و سستسخت گرانی به درختی نشست
  7. شمارهٔ ۲۱ - گل و خارگفت گلی از سر نخوت بخار
  8. شمارهٔ ۲۲ - نتیجهٔ ظلمبود یکی ظالم مردم گداز
همه‌ی مثنویات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.