پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

مثنویات

شمارهٔ ۲۱ - گل و خار

گفت گلی از سر نخوت بخار

کی ز تو هر خاطر خرم فگار

میکنی از جلوه ناخوش مدام

عیش تماشائی بستان حرام

نقص کمالات چمن گشته‌ای

مایهٔ بدنامی من گشته‌ئی

خار بگفت اینهمه ای گل مناز

دار نگه عزّت و خوارم مساز

خاری من قدر تو کی کاسته

قدر تو از خاری من خاسته

مشتری ار هست به بازار تو

دیده مرا گشته خریدار تو

در حق من نخوت خود کن رها

تعرف الاشیاء به اضدادها

هر دو ز یک معدن و یک مخزنیم

گر گل و گر خار ز یک گلشنیم

هستی ما آنکه پدیدار کرد

نقش تو گل صورت من خار کرد

ای که گلی در چمن روزگار

هان به حقارت منگر سوی خار

نیست چو ظلمت چو بود روشنی

نیست چو مسکین به که نازد غنی

نیست چو بیچاره شود چاره‌ساز

از صفت خویش کجا سر فراز

نیست چو عاشق چه کنی حسن روی

با که دهی عرضه همی رنگ و بوی

نیست چو سامع چه کنی با بیان

با که نهی صحبت خود در میان

حاصل مطلب منگر چون صغیر

هیچ‌یک از خلق جهان را حقیر

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۲۳ - ماست کش و یخ کشماست‌کشی بود به عهد قدیم
  2. شمارهٔ ۲۴ - خانهٔ تنگخانه ما هست بسی تنگ‌تر
  3. شمارهٔ ۲۵ - کیفیت صلحیهٔ اصفهانگوش فرا دار که سازم بیان
  4. شمارهٔ ۲۶ - مصاحبت دو نادانبود یکی مرد تهی مغز خام
  5. شمارهٔ ۲۷ - شلتاق پلتاقصیحگهی پر فن حیلت‌گری
  6. شمارهٔ ۲۸ - قدک و صباغداد به صباغ کسی یک قدک
  7. شمارهٔ ۲۹ - پند لقمانحضرت لقمان که بنوع بشر
  8. شمارهٔ ۳۰ - حکمت افلاطوندید فلاطون مرضی در مزاج
همه‌ی مثنویات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.