پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

مثنویات

شمارهٔ ۲۹ - پند لقمان

حضرت لقمان که بنوع بشر

هست ز حکمت به حقیقت پدر

با پسر خویش برای رشاد

گفت سخنها ز طریق و داد

لاجرم از آن درر آبدار

گویمت این چار در شاهوار

گفت پسر را که دو حرف از ضمیر

محو مکن پند پدر در پذیر

زان دو یکی مرگ بود یک خدا

باشد از این هر دو تغافل خطا

هر دو دگر هست فراموش کن

جان پدر پند مرا گوش کن

زان دو یکی اینکه اگر در جهان

کس بتو بد کرد تو بگذر از آن

وان یکش این کز تو ز راه وفا

رفت چو نیکی بکسی کن رها

نیست مر این چار سخن را نظیر

آن دو بگیر این دو رها کن صغیر

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۳۱ - در مذمت نوشابهبود یکی خانه چو باغ جنان
  2. شمارهٔ ۳۲ - سؤال موسیموسی عمران به مناجات حق
  3. شمارهٔ ۳۳ - کلام عیسیعیسی مریم چو علم بر فراخت
  4. شمارهٔ ۳۴ - مرام احمداحمد خاتم شه اقلیم جود
  5. شمارهٔ ۳۵ - ماهی و صدفماهیکی در تک بحر از صدف
  6. شمارهٔ ۳۶ - حسن و مالدوش ز من کرد عزیزی سئوال
  7. شمارهٔ ۳۷ - سیرچمناز پی تفریح شدم صبحدم
  8. شمارهٔ ۳۸ - دف و مطربدف به کف مطربکی تیز هوش
همه‌ی مثنویات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.