پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

مثنویات

شمارهٔ ۳۸ - دف و مطرب

دف به کف مطربکی تیز هوش

داشت چنین از ره معنی خروش

کی عجب این جور و جفا تا به کی

جور به این بی سر و پا تا به کی

خلق به یک حلقه غلامی کنند

خود به بر خواجه گرامی کنند

من که به صد حلقه غلام‌ آمدم

دایرهٔ عشرت عام‌ آمدم

چند خورم از کف مطرب قفا

چند بر آرم گه و بی‌گه نوا

این سخن از سوز چو آن ساز گفت

مطرب شیرین سخنش باز گفت

نالی از این که‌ت ز چه بنواختم

من پی بنواختنت ساختم

ناله‌ات‌ آمد سبب وجد و حال

من به همین مایلم ای دف بنال

ای دل دانا مکن از ناله بس

دم مکش از ناله دمی چون جرس

همچو دف از دوست خوری گر قفا

آن ز وفا دان نه ز راه جفا

چنگ‌وشت گر که دهد گوشمال

همچو نی از بهر دل او بنال

دل که به دلدار ننالد صغیر

مشت گلش بیش مخوان دل‌ مگیر

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۴۰ - اسباب درویشیبوالهوس دل به هوا بسته‌ئی
  2. شمارهٔ ۴۱ - خودبینیاسب سواری لب آبی رسید
  3. شمارهٔ ۴۲ - احمد و محموددخترکی سنّ دهش ناتمام
  4. شمارهٔ ۴۳ - کشف رازگفت کسی با دگری راز خویش
  5. شمارهٔ ۴۴ - حکایتخواجهٔ دنیا طلب کاهلی
  6. شمارهٔ ۴۵ - حکایتعارفی از ضعف به بستر فتاد
  7. شمارهٔ ۴۶ - حکایتشیر خدا رهبر اهل یقین
  8. شمارهٔ ۴۷ - اعتذاردفتر جان بخش وُداد بشر
همه‌ی مثنویات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.