پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

مثنویات

شمارهٔ ۲۲ - نتیجهٔ ظلم

بود یکی ظالم مردم گداز

مردم از او در حذر و احتراز

روز و شبان بود به پیکار خلق

کار نبودش مگر آزار خلق

کم‌کمش این خصمی و بیگانگی

شد سبب علت دیوانگی

رفع نشد خوی بدش از جنون

بلکه دل‌آزاری او شد فزون

روز و شبان فتنه برانگیختی

با خودی و غیر درآویختی

بهر وی از آن روش ناپسند

چاره ندیدند بجز کند و بند

جست یکی روز ز بند گران

گشت چو مجنون سوی صحرا روان

مر اجلش بر لب دریا کشید

عکس خود از آب مصفا بدید

کرد گمان کانکه بآب اندر است

نیز چو او آدمی دیگر است

تازه شد آن کینهٔ دیرینه‌اش

آتش کین شعله زد از سینه‌اش

از پی آزردن صورت در آب

جست بگرداب بلا با شتاب

آب مکافات گذشت از سرش

رفت بغرقاب فنا پیکرش

ای که به همنوع خودی در عتاب

عکس تو است اینکه نماید در آب

بحر یم و دجله شط و جو یکیست

نیک ببین ما و تو و او یکیست

با دگران هرچه کنی آن تست

چنگ مکافات بدامان تست

نیک و بدی از تو نگردد جدا

کت نرساند بجزایش خدا

تا که توانی مکن آزار کس

این بتو اندرز صغیر است و بس

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۲۴ - خانهٔ تنگخانه ما هست بسی تنگ‌تر
  2. شمارهٔ ۲۵ - کیفیت صلحیهٔ اصفهانگوش فرا دار که سازم بیان
  3. شمارهٔ ۲۶ - مصاحبت دو نادانبود یکی مرد تهی مغز خام
  4. شمارهٔ ۲۷ - شلتاق پلتاقصیحگهی پر فن حیلت‌گری
  5. شمارهٔ ۲۸ - قدک و صباغداد به صباغ کسی یک قدک
  6. شمارهٔ ۲۹ - پند لقمانحضرت لقمان که بنوع بشر
  7. شمارهٔ ۳۰ - حکمت افلاطوندید فلاطون مرضی در مزاج
  8. شمارهٔ ۳۱ - در مذمت نوشابهبود یکی خانه چو باغ جنان
همه‌ی مثنویات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.