پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

مثنویات

شمارهٔ ۶ - چشمه آب حیات

علم بود چشمهٔ آب حیات

علم بود معنی راه نجات

علم و کمال و هنر آموختن

به بود از سیم و زر اندوختن

چون بودت گنج نهانش کنی

چون بودت علم عیانش کنی

آن سبب وحشت و آفات تست

وین همگی فخر و مباهات تست

علم به قیمت ز گهر بیشتر

قدر معلم ز پدر بیشتر

زانکه پدر روح تو را از سماک

آرد و آلوده نماید بخاک

لیک معلم دهدش بال و پر

تا که نماید سوی گردون سفر

ذلت و بیچارگی و سوء حال

سختی و بدبختی و رنج و ملال

اینهمه دان از عدم علم و بس

نیست روا غفلت از آن یکنفس

علم کلیدی است صغیرا کز آن

باز شود قفل مهم جهان

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۸ - رؤیای صادقهدوش مرا خواب بچشم پر آب
  2. شمارهٔ ۹ - نسخه کیمیابود بسی در طمع کیمیا
  3. شمارهٔ ۱۰ - پادشاه رعیت نوازپادشهی بود رعیت‌نواز
  4. شمارهٔ ۱۱ - قافلهٔ سوداگرقافله‌ای بست پی سود بار
  5. شمارهٔ ۱۲ - نتیجه راستیقافله ئی بد برهی رهسپار
  6. شمارهٔ ۱۳ - کار و کارگر در سال ۱۳۰۷ شمسی سروده شدکار کن و کار کن و کار کن
  7. شمارهٔ ۱۴ - علم و عملچون به ازل طرح جهان ریختند
  8. شمارهٔ ۱۵ - پنبهٔ ایرانگوش فرا دار که گوید صریح
همه‌ی مثنویات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.