پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

دفتر دوم

بخش ۷ - در نصیحت‌ برادران ایمانی‌ به‌ پاس حرمت‌ اهل‌ ﷲ

ای برادر زین‌ فقیر خیرخواه

این‌ نصیحت‌ بشنو و رو کن‌ به‌ راه

دار پاس حرمت‌ درویش‌ را

بلکه‌ میکن‌ بندة او خویش‌ را

ور نخواهی‌ بست‌ دل در خدمتش‌

بد مکن‌ دل بهر پاس حرمتش‌

حرمت‌ حق‌ را هر آن هتّاک بود

شد چو ظاهر فطرتش‌ ناپاک بود

حرمت‌ حق‌ حرمت‌ اهل‌ﷲ است‌

هر شکست‌ این‌ حرمت‌، ابلیس‌ ره است‌

حرمت‌ آدم شکست‌ ابلیس‌ دون

زآن شد از فردوس عفو حق‌ برون

حاسد حق‌ ورنه‌ در ظاهر نبود

دائماً او سجدة حق‌ می‌نمود

چون صفی‌ مرآت‌ ذات‌ کبریاست‌

سجدة او فرض بهر ماسواست‌

لاجرم ابلیس چون شد حاسدش

حاسد حق‌ گشت‌ و نآمد ساجدش

حاسد ذات‌ خدا کس‌ ورنه‌ نیست‌

شاهد این‌حرف‌ قول مولوی است‌

هیچ‌ کس‌ را از خدا عاری نبود

حاسد حق‌ هیچ‌ دیّاری نبود

لیک‌ چون حق‌ را حسود مظهرند

حاسد ذات‌ خدای اکبرند

زین‌ سبب‌ گفتند کی‌ طاعت‌ بریم‌

پیش‌ ایشان زآنکه‌ از یک‌ عنصریم‌

بلکه‌ ما در قدر و قدرت‌ برتریم‌

هم‌ بر ایشان پادشاه و سروریم‌

ما بشر، ایشان بشر، لیکن‌ به‌ جاه

ما بر ایشان مهتریم‌ و پادشاه

همسری کردند با شیران حق‌

زآن سیه‌ گردیدشان یکجا ورق

همچنین‌ در هر زمان پیغمبری

ز امر حق‌ برداشت‌ بر دعوت‌ سری

جنگ‌ او را سهل‌ می‌پنداشتند

در حقیقت‌ جنگ‌ با حق‌ داشتند

قوم صالح‌ ناقه‌ را کردند پی‌

جنگ‌ حق‌ را کی‌ بود فتحی‌ ز پی‌

جنگ‌ با حق‌ ناقه‌ را پی‌ کردن است‌

جان صالح‌ زین‌ عمل‌ آزردن است‌

جان بوجهل‌ از پیمبر عار داشت‌

زآن مخلّد خویش‌ را در نار داشت‌

هر کسی‌ کو با خدا بودش نبرد

وعظ‌ و نصح‌ انبیاء سودش نکرد

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۹ - در مقاتله‌ آن شیر بیشه‌ وجود با شیاطین‌ انسی‌ نمود و معنی‌ فنای فی‌المعبود رزقنا ﷲ الملک‌ الودودشد علی‌ با ذوالفقار حیدری
  2. بخش ۱۰ - در معنی‌ فناگر فنا را بذل جان فهمیده ای
  3. بخش ۱۱ - در بیان آنکه‌ تا سالک‌ چشم‌ از امید و آمال خویش‌ نپوشد و در طاعت‌ سلطان مملکت‌ فقر به‌ فنای خویش‌ نکوشد به‌ سرّ و ما التصلوا لا فرق بینهم‌ و بین‌ حبیبهم‌ نرسد و در ضمن‌ بیان به‌ تفصیل‌ این‌ معنی‌ خواهد رسید در شرح احوال جناب‌ قاسم‌ بن‌ الحسن‌ و شهر متاعی‌ را دکّانی‌ خود سزاست‌
  4. بخش ۱۲ - در تحقیق‌ دعا و معنی‌ ادعونی‌ استجب‌ لکمبر زبان آمد مرا نام دعا
  5. بخش ۱۳ - در بیان معرفت‌ وجود و شرح آنکه‌ عارف‌ کامل‌ چون از تعینات‌ آثاری رسته‌ است‌ لهذا آثار را عوارض بیند و مؤثر را در آثار نگرد و بلکه‌ بجز مؤثر هیچ‌ نبیند و این‌ کمال معرفت‌ اوست‌ و بیان وحدت‌ وجود و سیر سالک‌ الی‌ ﷲ و اتصال او در قوس صعود به‌ حقیقت‌دیدة حق‌ بین‌ ز حق‌ جو ای پسر
  6. بخش ۱۴ - خطاب‌ به‌ پیر طریقترحمت‌ للعالمین‌ روحی‌ فداک
  7. بخش ۱۵ - خطاب‌ به‌ نفس‌ ناطقه‌ و بیان جذبه‌ عارف‌ای صفی‌ شد رَخش‌ نظمت‌ تیز رو
  8. بخش ۱۶ - درشرح احوال خضر و موسی‌ علی‌ نبینا و آله‌ و علیهم‌ السلامو بیان آنکه‌ چون طالب‌ سالک‌ در تمکین‌ شیخ‌ کامل‌ آمد باید در تحت‌ ارادة او آید و اختیار و اراده و دانش‌ خود را مضمحل‌ نماید چنانکه‌ میت‌ در تحت‌ تصرّف‌ غسال و معنی‌ موت‌ ارادی این‌ است‌ و آنچه‌ در مقام تکمیل‌ از آن شیخ‌ ربانی‌ به‌ ظهور رسد باید سالک‌ به‌
همه‌ی دفتر دوم ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.