پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

دفتر اول

بخش ۹ - در مرتبه‌ فنا و بقای درویش‌ کامل‌ واصل‌

جان چه‌ در دل بر فنا شد زآن سر است‌

جان عاشق‌ نیست‌ جان دلبر است‌

کشتگان کربلا عین‌ حقند

زآنکه‌ غرق عشق‌ هوی مطلقند

زین‌ سببشان در خطاب‌ و در سلام

به‌ اَبی‌ اَنتُم‌ و امّی گفت‌ امام

هریکی‌ را قطب‌ و شاهنشاه خواند

از زبان حق‌ ولی‌ ﷲ خواند

این‌ خطاب‌ ارچه‌ به‌ لفظ‌ جمع‌ کرد

قصد از این جمع‌ اینکه‌ در جمعند، فرد

آن مقام جمع‌ِ جمع‌ است‌ ای ولد

نیست‌ آنجا صحبت‌ از فرق و عدد

جمله‌ یعنی‌ کشتگان کربلا

زآن فنا گشتند عین‌ یک‌ بقاء

جان هفتاد و دو نور، ای نور عین‌

واحد است‌ و واحدی عین‌ حسین‌

اولیاء کآیات‌ حق‌ و راشدند

خود به‌ معنی‌ هم‌ احد هم‌ واحدند

زآنکه‌ در بحر فنا مستغرقند

فارغ‌ از تمییز عقل‌ فارقند

آنکه‌ جانش‌ غرق بحر وحدت‌ است‌

کی‌ خبر او را ز فرق و کثرت‌ است‌

گرچه‌ دل نتوان گذشتن‌ زین‌ بیان

زآنکه‌ شیرین‌ است‌ حرف‌ دلبران

هل‌ صفی‌ لیک‌ این‌ بیان را ناتمام

مثنوی یکجاست‌ شرح این‌ کلام

کن‌ جهان را پر شرار ازنار عشق‌

فاشگو ز اشراق دل اسرار عشق‌

گر حدیث‌ از نینوا گویی‌ رواست‌

چون محل‌ عشق‌، دشت‌ نینواست‌

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۱ - در شرح سواری یکه‌ تاز عرصه‌ میدان وحدت‌ و عنقای قاف‌ هویّت‌ و شرح مقام بقاء در وصف‌ حضرت‌ سید الشهدا علیه‌ السلام والثناء در ضمن‌ مکالمه‌ آن مولا با بنت‌ حضرت‌ سیدة النساء صلوات‌ ﷲ علیها فرمایدچونکه‌ شاه عشق‌ را در کربلا
  2. بخش ۱۲ - درغلبه‌ عشق‌ و صعود روح به‌ مقام جمع‌ در سیر الی‌ ﷲای دل عاشق‌ کجایی‌ هوش دار
  3. بخش ۱۳ - در تنزل روح از مقام تجرد به‌ عالم‌ صورت‌ و مجملی‌ از معنی‌ حدیث‌ نورانیتای دل از عشق‌ قوی دم، دم مزن
  4. بخش ۱۴ - و له فی مقام الوحدانیه المطلقهکهنگی‌ در عشق‌ نبود ای ولد
  5. بخش ۱۵ - در بیان سواری آن یکه ‌تاز عرصه‌ وحدت‌ و میدان دار میدان هویت‌ و رُفرُف‌ سوار معراج ولایت‌ و تعریف‌ ذوالجناح آن جناب‌ فرمایدچونکه‌ زینب‌(س)در سرادق بازگشت‌
  6. بخش ۱۶ - در رسیدن جذبه‌ عشق‌ و اجتذاب‌ روح سالک‌ عارف‌ از مقام سلوک به‌ عالم‌ جذب‌ فرمایدباز باد جذبه‌ می‌جنباندم
  7. بخش ۱۷ - خطاب‌ به‌ پیر طریقت‌ و تمجید ذات‌ آن حضرتای علی‌ رحمت‌ ای شاه ملیک‌
  8. بخش ۱۸ - درخطاب‌ به‌ ولی‌ حضرت‌ معبود و سلطان وجود و مالک‌ غیب‌ و شهود، حضرت‌ مهدی موعود علیه‌ صلوات‌ والسلام من‌ ﷲ الودود و طلب‌ استعانت‌ از آن شاه ذوالجود نمودن و (من‌ ﷲ التوفیق‌)ای امام حی‌ قائم‌، شاه دین‌
همه‌ی دفتر اول ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.