پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

رباعیات

شمارهٔ ۹۶

گر مَردی و نیست پای اکرامت لنگ

بر جام کسی مزن بنا کامی سنگ

مردی کرم است و مردمی سَتّاری

در مردی و مردمی مکن هیچ درنگ

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۹۸ای آنکه منزهی تو از شبه و شریک
  2. شمارهٔ ۹۹ای آنکه توئی بذات خود عین کمال
  3. شمارهٔ ۱۰۰گر طالب ره شدی ز مردان سبل
  4. شمارهٔ ۱۰۱ای آنکه بذات تست ذات تو دلیل
  5. شمارهٔ ۱۰۲یارب بتو عرض ناتوانی چکنم
  6. شمارهٔ ۱۰۳یارب ز گناه خویش شرمنده منم
  7. شمارهٔ ۱۰۴ای شیر خدا ولی حق مالک دین
  8. شمارهٔ ۱۰۵یارب تو ببخشای بناداری من
همه‌ی رباعیات ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.