پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۵۰۲ - الوفاء بالعهد

وفا بالعهد آن باشد که عاشق

برون آید ز عهده عهد سابق

با قراری که کرد او در بدایت

بتعظیم روبیت بغایت

الست ربکم را او بلی گفت

بآخر گوید آنرا کابتدا گفت:

ز عامه از بیم و امید است

عبادت از ره وعد و عید است

ولی مر خاصگانرا از غرض نیست

عبودیت بآمال و عوض نیست

وقوف او را باعمال و اوامر

مع‌الامر است و محض حب آمر

بود از بهر خاص الخاص در کیش

برون رفتن ز حول و قوه خویش

محب را گشت صون قلب مرغوب

که ره دروی نیابد غیرمحبوب

بنزد آنکه در عهد است جازم

وفا بر عهد را هست از لوازم

که بینداز خودار نقس و وبالی است

هم از رب باز هر حسن و کمالی است

نقایص راز خود داند که با اوست

کمالی هم نبیند جز که از دوست

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۵۰۴ - الوقتشنو از وقت گر خود ره نوردی
  2. بخش ۵۰۵ - الوقفیهبود وقفیتت دور از تکلف
  3. بخش ۵۰۶ - الوقوف الصادقوقوف صادقت آنست و لایق
  4. بخش ۵۰۷ - الولیمهیا بهر تحقیق ولی باش
  5. بخش ۵۰۸ - الولایهپس از ذکر ولی اندر ولایت
  6. بخش ۵۰۹ - الولایه الصغریعبارت باشد از صغری با کمال
  7. بخش ۵۱۰ - الولایه الکبریعبارت آن بسیرت گر ثباتست
  8. بخش ۵۱۱ - الولایه العلیاکنم بر عارفی چالاک و بینا
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.