پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۶۴

حیرت شبنم درین گلزار عین حکمت است

رتبه بینایی هر کس به قدر حیرت است

خودنمایی غافلان را در بلا می افکند

پای خواب آلود تا ساکن بود بی آفت است

موج در یکتایی دریا نیندازد خلل

چهره وحدت نهان در زیر زلف کثرت است

زود باشد کز ندامت سر به جای پا نهد

هر که در بزم جهان چون شمع، عاشق صحبت است

کف نگیرد دامن غواص گوهر جوی را

از تماشا مطلب عارف شکار عبرت است

یادبود ما فراموشی است از احوال ما

پیش عزلت دوستان تقصیر خدمت خدمت است

نیست صائب عاشقان را از غم دنیا ملال

ماهیان را موجه دریا کمند وحدت است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۶۶دوربین خونین جگر از نظم احوال خودست
  2. غزل شمارهٔ ۹۶۷رزق ما روشندلان چون مه ز پهلوی خودست
  3. غزل شمارهٔ ۹۶۸حفظ دولت در پریشان کردن سیم و زرست
  4. غزل شمارهٔ ۹۶۹نعمت الوان دنیا مایه دردسرست
  5. غزل شمارهٔ ۹۷۰عاشق پروانه مشرب را چه پروای سرست؟
  6. غزل شمارهٔ ۹۷۱در شب مهتاب می را آب و تاب دیگرست
  7. غزل شمارهٔ ۹۷۲دل چنین زار و نزار از اختر بد گوهرست
  8. غزل شمارهٔ ۹۷۳عشرت روی زمین در چرب نرمی مضمرست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.