پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۶۵

هر که را دیدیم در عالم گرفتار خودست

کار حق بر طاق نسیان مانده، در کار خودست

خضر آسوده است از تعمیر دیوار یتیم

هر کسی را روی در تعمیر دیوار خودست

کیست از دوش کسی باری تواند برگرفت؟

گر همه عیسی است در فکر خر و بار خودست

پرتو حسن ازل افتاده بر دیوار و در

دیو چون یوسف در اینجا محو دیدار خودست

گریه شمع از برای ماتم پروانه نیست

صبح نزدیک است، در فکر شب تار خودست

چون تواند خار حسرت از دل بلبل کشید؟

غنچه بی دست و پا درمانده خار خودست

خرجها دخل است چون باشد به جای خویشتن

هر که می آید به کار خلق، در کار خودست

چشم صائب چون صدف برابر گوهر بار نیست

زیر بار منت طبع گهربار خودست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۶۷رزق ما روشندلان چون مه ز پهلوی خودست
  2. غزل شمارهٔ ۹۶۸حفظ دولت در پریشان کردن سیم و زرست
  3. غزل شمارهٔ ۹۶۹نعمت الوان دنیا مایه دردسرست
  4. غزل شمارهٔ ۹۷۰عاشق پروانه مشرب را چه پروای سرست؟
  5. غزل شمارهٔ ۹۷۱در شب مهتاب می را آب و تاب دیگرست
  6. غزل شمارهٔ ۹۷۲دل چنین زار و نزار از اختر بد گوهرست
  7. غزل شمارهٔ ۹۷۳عشرت روی زمین در چرب نرمی مضمرست
  8. غزل شمارهٔ ۹۷۴روز ما با شب یکی زان آفتاب انورست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.