پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۶۶

دوربین خونین جگر از نظم احوال خودست

روز و شب طاوس لرزان بر پر و بال خودست

شیشه ای کز طاق افتد بشکند، چون آسمان

از هزاران طاق دل افتاد و بر حال خودست؟

خاکساری شد حصار از دیده بدبین مرا

گوهر از گرد یتیمی پرده حال خودست

عقده حرص از مرور زندگی گردد زیاد

شاخ آهو پر گره از کثرت سال خودست

نیش باشد قسمت زنبور از دریای شهد

ممسک از قهر خدا بی بهره از مال خودست

می کند در راه خود دام گرفتاری به خاک

دیده هر کس که چون طاوس دنبال خودست

کاملان از عیب خود بیش از هنر یابند فیض

بهره طاوس از پا، بیش از بال خودست

از کنار آب حیوان باز گردد خشک لب

چون سکندر هر که مستظهر به اقبال خودست

نیست خصمی آدمی را غیر خود چون عنکبوت

دام راه هر کسی از تار آمال خودست

دولت پابوس بس باشد حنا را خونبها

بی سبب صائب به فکر خون پامال خودست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۶۸حفظ دولت در پریشان کردن سیم و زرست
  2. غزل شمارهٔ ۹۶۹نعمت الوان دنیا مایه دردسرست
  3. غزل شمارهٔ ۹۷۰عاشق پروانه مشرب را چه پروای سرست؟
  4. غزل شمارهٔ ۹۷۱در شب مهتاب می را آب و تاب دیگرست
  5. غزل شمارهٔ ۹۷۲دل چنین زار و نزار از اختر بد گوهرست
  6. غزل شمارهٔ ۹۷۳عشرت روی زمین در چرب نرمی مضمرست
  7. غزل شمارهٔ ۹۷۴روز ما با شب یکی زان آفتاب انورست
  8. غزل شمارهٔ ۹۷۵جای غم خالی بود تا ساغر از صهبا پرست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.