پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۴۴

به دوش توکل منه بار خود را

ولی نعمت خویش کن کار خود را

گره زن به سر رشته طول امل را

بدل کن به تسبیح زنار خود را

مگیر از لب خویش مهر خموشی

مکن رخنه دیوار گلزار خود را

مکن سر گرانی به ارباب حاجت

مکن بار افتادگان بار خود را

حساب خود اینجا کن، آسوده دل شو

میفکن به روز جزا کار خود را

نگردد خجل از محک سیم خالص

مصفا کن از رزق، کردار خود را

تواضع بود پشتبان قصر تن را

به پستی نگه دار دیوار خود را

به درویش ده توشه آن جهان را

به منزل ببر بی تعب بار خود را

ز دندان ترا داده اند آسیایی

که سازی ملایم تو گفتار خود را

تو آن روز صائب ز ارباب حالی

که سازی چو گفتار، کردار خود را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۴۶فروغی است یکرنگی از گوهر ما
  2. غزل شمارهٔ ۸۴۷بی‌خودی رفتن است دل‌ها را
  3. غزل شمارهٔ ۸۴۸به ادب نوش، جام دولت را
  4. غزل شمارهٔ ۸۴۹دل ز هر نقش گشته ساده مرا
  5. غزل شمارهٔ ۸۵۰شانه زند چو کلک من طره مشکفام را
  6. غزل شمارهٔ ۸۵۱ای ز تو شور در جگر کلک شکر نوای را
  7. غزل شمارهٔ ۸۵۲ای فکر تو نقشبند جان‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۸۵۳ای حسن تو برق خانمان‌ها
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.