پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۰۱

من گرفتم برنیارد موج شمشیر از نیام

از هوای خود خطر دارد حباب زندگی

در درازی عمر ما از خضر کوتاهی نداشت

رشته ما شد گره از پیچ و تاب زندگی

هر که دیوار یتیمی را چو خضرآباد کرد

گرد راه از خویش می شوید به آب زندگی

تا نگردیده است از قد دو تا پا در رکاب

بهره ای بردار صائب از شراب زندگی

در ته ابرست دایم آفتاب زندگی

بی سیاهی نیست هرگز داغ آب زندگی

می شود از تلخی تعبیر، زهر ناگوار

در نظرها گرچه شیرین است خواب زندگی

تا نفس در سینه ها مشق سراسر می کند

کاغذ با دست اوراق کتاب زندگی

نیست چندانی که سازد گرم چشم روزنی

جلوه پا در رکاب آفتاب زندگی

بر سکندر شد گوارا تشنگی، تا خضر را

غوطه در زهر ندامت داد آب زندگی

تلخیی دارد که ساغر را به فریاد آورد

می نماید گرچه لب شیرین شراب زندگی

تشنه می سازد به تیغ آبدار نیستی

خاکیان را منت خشک سراب زندگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۰۳گریه تلخ است صهبای ایاغ زندگی
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۰۴بر سر آب است بنیاد جهان زندگی
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۰۵کی کند غافل دل آگاه را خوابیدگی؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۰۶چاره از من می کند پرهیز از بیچارگی
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۰۷خط حجاب آن رخ گلرنگ شد یکبارگی
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۰۸عقل و هوش و دین نگردد جمع با دیوانگی
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۰۹سر فرو نارد به گردون اختر دیوانگی
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۱۰گرچه خالی کردم از خون صد ایاغ از تشنگی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.