پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۹۶

سرفرازی را نباشد جنگ با افتادگی

دولت خورشید را دارد بپا افتادگی

از تواضع دولت افزاید سعادتمند را

خوش بود چون سایه از بال هما افتادگی

از عزیزی می گذارد پا به چشم آفتاب

هر که گیرد همچو شبنم از هوا افتادگی

مرکز بر گرد سرگردیدن افلاک کرد

نقطه بی دست و پای خاک را افتادگی

رفت در بیهوده گردی عمر ما چون گردباد

ما سبک مغزان کجاییم و کجا افتادگی

مردم بی دست و پا را مرکبی در کار نیست

می رود منزل به منزل جاده با افتادگی

جا به کنج گلخن و صحن گلستان داده است

شعله را گردن فرازی، آب را افتادگی

دانه را سرسبز سازد، قطره را گوهر کند

در جهان خاک باشد کیمیا افتادگی

بی پر و بالی کند نزدیک راه دور را

برد بر افلاک چون شبنم مرا افتادگی

گرچه باشد بر زمین پست جاری حکم آب

می شود سد ره سیل بلا افتادگی

شعله شد مغلوب خاکستر به اندک فرصتی

سرکشان را زود آرد زیر پا، افتادگی

دیگران گر از خدا خواهند اوج اعتبار

می کند دریوزه صائب از خدا افتادگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۹۸نیست اکسیری به عالم بهتر از افتادگی
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۹۹نیست جز داغ عزیزان حاصل پایندگی
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۰۰جلوه برقی است نور آفتاب زندگی
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۰۱من گرفتم برنیارد موج شمشیر از نیام
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۰۲چشم خونبارست ابر نوبهار زندگی
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۰۳گریه تلخ است صهبای ایاغ زندگی
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۰۴بر سر آب است بنیاد جهان زندگی
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۰۵کی کند غافل دل آگاه را خوابیدگی؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.