پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۹۹

نیست جز داغ عزیزان حاصل پایندگی

خضر، حیرانم چه لذت می برد از زندگی

بی رفیقان موافق آب خوردن سهل نیست

خضر هیهات است گردد سبز از شرمندگی

از سبکروحان دل روشن گرانی می کشد

می کند آیینه را تاریک آب زندگی

برنمی دارد شراکت طبع ارباب طمع

خصم درویشان بود سگ از ره گیرندگی

بید مجنون در تمام عمر سر بالا نکرد

حاصل بی حاصلی نبود به جز شرمندگی

عذر نامقبول را بر طاق نسیان نه، که نیست

مجرمان را عذرخواهی به ز سرافکندگی

دیده ای کز سرمه توفیق روشن می شود

صرف عیب خویش دیدن می کند بینندگی

از طریق کسب نتوان در نظرها شد عزیز

گوهر از صلب صدف می آورد ارزندگی

در لباس ابر باشد تیغ بازی های برق

در سواد چشم شرم آلود او بازندگی

می کند مژگان شرم آلود در دل رخنه بیش

در نیام این تیغ را افزون بود برندگی

می کند با مزرع امید صائب کار برق

چون ز مقدار ضرورت بیش شد بارندگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۰۱من گرفتم برنیارد موج شمشیر از نیام
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۰۲چشم خونبارست ابر نوبهار زندگی
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۰۳گریه تلخ است صهبای ایاغ زندگی
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۰۴بر سر آب است بنیاد جهان زندگی
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۰۵کی کند غافل دل آگاه را خوابیدگی؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۰۶چاره از من می کند پرهیز از بیچارگی
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۰۷خط حجاب آن رخ گلرنگ شد یکبارگی
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۰۸عقل و هوش و دین نگردد جمع با دیوانگی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.