پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۹۵

شهره می سازد سخن را در جهان استادگی

می کند این آب روشن را روان استادگی

از تأمل مستمع سازد سخن را خوش عنان

تیر را بخشد پر و بال از نشان استادگی

زندگی با تازه رویان عمر می سازد دراز

سرو را دارد جوان در بوستان استادگی

دل چو آگاه است کم آشفته می گردد حواس

گوسفندان را کند امن از شبان استادگی

از اقامت سبز شد در جوی خضر آب حیات

می شود زنگار بر آب روان استادگی

تا هدف را می توان در زیر بال و پر کشید

تیر را خوش نیست در بحر کمان استادگی

راحت منزل بود بر رهنوردان سنگ راه

می کند آب گوارا را گران استادگی

در چنین وقتی که گل واکرده آغوش وداع

در گشاد در مکن ای باغبان استادگی

پای در دامن کشیدن نیست بر پیران گران

بار باشد بر دل سرو جوان استادگی

از ثبات پا توان بر دشمنان فیروز شد

سرو را خط امان شد از خزان استادگی

کعبه را چون محمل لیلی به راه انداختم

شوق من نگذاشت در سنگ نشان استادگی

لازم پیری است صائب برگریزان حواس

در فتادن چون کند برگ خزان استادگی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۹۷بی نیازست از دلیل و رهنما افتادگی
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۹۸نیست اکسیری به عالم بهتر از افتادگی
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۹۹نیست جز داغ عزیزان حاصل پایندگی
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۰۰جلوه برقی است نور آفتاب زندگی
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۰۱من گرفتم برنیارد موج شمشیر از نیام
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۰۲چشم خونبارست ابر نوبهار زندگی
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۰۳گریه تلخ است صهبای ایاغ زندگی
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۰۴بر سر آب است بنیاد جهان زندگی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.