پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۹۵

چه شبی بود که آن نرگس خواب آلوده

دست در گردنم انداخت شراب آلوده

نکند طالع نامرد اگر کوتاهی

می کشم پرده ازان روی حجاب آلوده

باش تا پیش لب آرند ترا دلسوزان

مکن آن دست نگارین به کباب آلوده

از شفق چرخ کهنسال به می می غلطد

من به می گر شدم ایام شباب آلوده

بوسه از تشنه لبی سینه گذارد بر خاک

تا شد از خط لب لعل تو تراب آلوده

زردرویی کشد از قلزم رحمت فردا

دامن هر که نگردد به شراب آلوده

مپسند ای فلک پیر که چون صبح، شود

از شفق موی سفیدم به شراب آلوده

هیزم خشک به آتش چه تواند کردن؟

هیچ زاهد نشود از می ناب آلوده

روز خود را نتوان کرد به نیرنگ سیاه

حیف باشد که شود موی خضاب آلوده

می بی آب بود آتش سوزان صائب

لطف خوب است که باشد به عتاب آلوده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۹۷به جان رسید دل روشنم ز بخت سیاه
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۹۸ز آستان تو کرد آن که پای ما کوتاه
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۹۹بمیر تشنه، منه پای بر کناره چاه
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۰۰چگونه زان گل رعنا دو چشم بردارم؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۰۱گر از طعام تن عام می شود فربه
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۰۲ز رفتن تو ز جسم ضعیف جان رفته
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۰۳به صد دلیل نرفتن ره خدای که چه؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۰۴بر آن عذار نه زلف مشوش افتاده
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.