پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۰۰

چگونه زان گل رعنا دو چشم بردارم؟

که هم بهار نگاه است و هم خزان نگاه

کمند زلفش ازان حلقه حلقه گردیده است

که مشق حلقه ربایی کند سنان نگاه

اگر چه خط به لبش راه گفتگو بسته است

هنوز بر سر حرف است ترجمان نگاه

به گوشمال خط سبز چشم بد مرساد!

که حسن شوخ ترا کرد قدردان نگاه

ازان زمان که ره زلف یار را دانست

دگر مقام نفهمید کاروان نگاه

ز فکر شد دل من ریشه ریشه چون مجنون

که کرد چشم مرا عشق رازدان نگاه

امید هست که همصحبت تو گر داند

همان که کرد مرا با تو همزبان نگاه

میان اهل نظر امتیاز من صائب

همین بس است که فهمیده ام زبان نگاه

کشیده دار ز نظاره اش عنان نگاه

که زهر می چکد از تیغ جانستان نگاه

ز گرمی نفسش سنگ آب می گردد

به هر دلی که زند برق بی امان نگاه

گران رکابی صبر و شکیب چندان است

که چشم شوخ تو از کف دهد عنان نگاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۰۲ز رفتن تو ز جسم ضعیف جان رفته
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۰۳به صد دلیل نرفتن ره خدای که چه؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۰۴بر آن عذار نه زلف مشوش افتاده
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۰۵رخی به شبنم می همچو برگ لاله بده
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۰۶نه سرخ چهره خورشید را شفق کرده
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۰۷عرق به برگ گلت می دود شتاب زده
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۰۸ز خط عذار تو تا عنبرین نقاب شده
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۰۹به هر کجا که خوری باده تن به خواب مده
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.