پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۹۸

ز آستان تو کرد آن که پای ما کوتاه

به تیغ، رشته عمرش کند قضا کوتاه!

کجا به دامن آن قبله مراد رسد؟

که هست دست من از دامن دعا کوتاه

درازدستی دربان ز چوب منع نکرد

ز آستانه امید، پای ما کوتاه

مگر به لطف خموشم کنی وگرنه چو شمع

نمی شود به بریدن زبان مرا کوتاه

ز عمر کوته خود آنقدر امان خواهم

کزان دو زلف کنم دست شانه را کوتاه

نبرد از دل فرعون زنگ، دست کلیم

ز صبحدم شب ما می شود کجا کوتاه؟

به وصف زلف، شب هجر نارسایی کرد

کند درازی افسانه راه را کوتاه

نمی رسد به گریبان عافیت دستت

نکرده دست ز دامان مدعا کوتاه

توان به صبر خمش هرزه نالان را

که از مقام شود ناله درا کوتاه

ز پیچ و تاب دل افزود بیش طول امل

شود ز تاب زدن گرچه رشته ها کوتاه

کند بلندی دعوی برهنه عورت جهل

که از کشیدن قد می شود قبا کوتاه

ز بس که بر در بیگانگی زدم صائب

شد از خرابه من پای آشنا کوتاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۰۰چگونه زان گل رعنا دو چشم بردارم؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۰۱گر از طعام تن عام می شود فربه
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۰۲ز رفتن تو ز جسم ضعیف جان رفته
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۰۳به صد دلیل نرفتن ره خدای که چه؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۰۴بر آن عذار نه زلف مشوش افتاده
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۰۵رخی به شبنم می همچو برگ لاله بده
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۰۶نه سرخ چهره خورشید را شفق کرده
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۰۷عرق به برگ گلت می دود شتاب زده
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.